Thursday, October 27, 2005

از بلاگ اسپات به بلاگفا نقل مکان کرده ام.
آدرس جدید وبلاگ:
همچنان که می بینید فقط جای« اسپات»، «فا» نشسته است. خواهشم این است که دوستانی که لطف کرده و لینک مرا در وبلاگشان گذاشته اند، آدرس لینک را اصلاح کنند!

معرفی کتاب: سه حکیم مسلمان


سه حکیم مسلمان، سید حسین نصر، ترجمه احمد آرام، 239صفحه، چاپ اول متن انگلیسی:1963، چاپ سوم متن فارسی: 1354، شرکت سهامی کتاب های جیبی، قیمت:95 ریال(!)
از سید حسین نصر پیش از این جوان مسلمان و دنیای متجدد را خوانده بودم به علاوه ی چند مقاله. در مجموع از او خوشم می آید چون آدم باسوادی است و در محیطی که به زعمش نامناسب است با جهد و کوشش بسیار به دفاع از اسلام و تمدن اسلامی می پردازد. رویکرد اسلامیش چنان خالص است که می تواند بی پروا از اعتقادش دفاع کند و همیشه دغدغه آیین مسلمانی را داشته باشد چنانکه حتی وقتی حکومت ایدئولوژیک اسلامی ایران زندگیش را در تهران غارت کرد باز هم اشتیاق بی پایانش را به مسلکش حفظ کرد. کتاب هایی هم که اینک از او در تهران ترجمه و چاپ می شوند همگی رویکرد اسلامی دارند و در دفاع از امر قدسی نگاشته شده اند. عناوینشان را دقت کنید: اسلام و تنگناهای انسان متجدد، جوان مسلمان و دنیای متجدد، معرفت و معنویت، سه حکیم مسلمان، قلب اسلام، تاریخ فلسفه ی اسلامی و ... .خب، این ها نشان می دهد این آدم در اعتقادش راسخ است افزون بر اینکه باسواد است.
کتاب در مورد سه حکیم مسلمان(در اصطلاح نصر حکیم با فیلسوف فرق دارد) بحث می کند: ابن سینا، سهروردی و ابن عربی. گرایش نصر به سمت اشراق و فاصله گرفتن از خرد ناب و نهایتا حکمت متعالیه(که آن را در اثر دیگرش: صدرالدین شیرازی و حکمت متعالیه ی او توضیح داده) در کتاب آشکار است. در هر فصل ابتدا مقدمه ای می آید و بعد زندگینامه ی حکیم و آراء برجسته و تعیین کننده اش و در آخر هم تاثیر حکیم در شرق و غرب عالم به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد. در چاپی که من دارم 68 صفحه از کتاب به حواشی و ارجاعات اختصاص یافته که خیلی زیاد است و روند خواندن کتاب را مختل می کند. در مجموع برای آشنایی مفید و مختصر با سه متفکر مهم اسلامی به زبان ساده، سه حکیم مسلمان کتاب خوبی است.
* چاپ فارسی کتاب(مثل بعضی کتاب های دیگر از این نوع) مالِ «شرکت سهامی کتاب های جیبی با همکاری موسسه ی انتشارات فرانکلین» است. بنابراین آقای عباس سلیمی نمین در جدال با عبدالرحیم جعفری بیخود افاضات می فرمایند که این فرانکلینِ آمریکاییِ وابسته به استکبار ِ ... کتاب هایی چاپ می کرد که آمریکایی ها برای گسترش تهاجم فرهنگی در ایران دستور می دادند
!

Thursday, October 20, 2005

مواظب باشیم ابله نشویم!


آن وقت ها که تلویزیون آن برنامه را نشان می داد که زن ها و مردها را می آوردند و برای درس عبرت دادن به مردم از مشکلاتشان می گفتند و اشک های خالصشان را که به خاطر مصائبشان می ریختند نشان می دادند ، سازندگانش را در ذهن مذمت می کردم که این چه استفاده ی ابزاری ای است که از این زنان و مردان می کنند.توصیه ی کانت این بود که هرگز انسان ها را وسیله ندان و انسانیت را غایت بدان.توصیه ی کانت اگرچه در چارچوب فلسفه ی اخلاق سختگیرانه اش چندان عملی نمی نمود اما می توان آن را به مثابه ی یک رهنمودِ اخلاقیِ همیشه جاری در حیات در نظر داشت.آن برنامه گرچه به میل جمعی که به تصویرشان می کشید عمل می کرد و کاری برخلاف رغبتشان نمی کرد اما هدفش بیش از رسیدگی به امور آن جماعت، یاد دادن طریق زندگی به مردم بود و این عینا همان بهره گیری ابزاری از انسان هاست.
رمضان امسال اما شبکه ی سه برنامه ای را حین افطار پخش می کند که در آن زوج های خوشبخت را که چند ماهی از زندگی مشترکشان می گذرد( و کیست که در آن چند ماه اول احساس بدبختی داشته باشد!!) می آورد و زندگیشان را نمونه ی مثالی حیات طیبه معرفی می کند. تهیه کننده ی این برنامه ی دیدنی را باید تحسین کرد که تنوع و تکثر سبک های زندگی را به طور کامل و با زیرکیِ ناشی از بلاهت ندیده می گیرد و یک جور زندگی را به همه ی جوانان تعلیم می دهد!دیگر اینکه مجری برنامه که سوالاتِ جدا متنوعش(!) آدمی را شگفت زده می کند در ترویج حماقت از هیچ کوششی دریغ نمی کند.پر رنگ کردن عناوینی نظیر«مادر زن» و «مادر شوهر» و ... که در شرایط عادی هم در جامعه ی ما پر رنگ اند نتیجه ی ضروری اینگونه برنامه های تعلیمی است. به تعبیر مولانا:«از قضا سرکنگبین صفرا فزود»!
ترویج احمقی و خوش باشی و لمپنیسم و ابله پروری در تلویزیون دولتی ما مدت هاست که به جد دنبال می شود(یک نمونه ی دیگر:کدام نظام کثیف(!) سرمایه داریِ غربی را سراغ دارید که وسط برنامه هایش و به خصوص برنامه ای که به خیال سازندگانش زهدورزی را تبلیغ می کند، پنج دقیقه پیام بازرگانی پخش کند؟). رمضان امسال شبی از زمان افطار(قبلش پیشکش) تا آخر شب تلویزیون را تماشا کنید تا به عمق فاجعه آگاه شوید.تذکر:این کار را در شب های بعد ادامه ندهید وگرنه خدای نکرده بعد از یک ماه به یک ابله تمام عیار بدل می شوید!

Tuesday, October 18, 2005


بدترین خواننده کسی است که مانند سربازان چپاولگر رفتار می کند:اندکی را که می تواند از آن بهره برد برمی دارد، بقیه را دستمالی و چرکین می کند و به هم می ریزد، و همه را خراب می کند ... من از خوانندگان هرزه گرد متنفرم.فیلولوژی به مردم می آموزد که درست بخوانند، یعنی آهسته و عمیق، با نگاه کردن به پس و پیش، با احتیاط، با انگشتان و چشمان حساس و ظریف، و درحالی که درهای ذهن را باز گذاشته اند.
نیچه

به نقل از: نیچه و مسیحیت، کارل یاسپرس، عزت الله فولادوند،ص46

Tuesday, October 11, 2005

پدر کی یر که گور از افسردگی رنج می برد و گمان می کرد که خدا وی و خانواده اش را نفرین کرده است.او در کودکی در بیابان یوتلند چوپانی می کرد.روزی از سرما و گرسنگی و تنهایی خدا را دشنام داد و این خاطره همیشه در یاد او ماند.
تاریخ فلسفه، فردریک کاپلستون، ج 7، ترجمه ی داریوش آشوری، ص328

Saturday, October 08, 2005

از اینکه روزی بمیرم خیلی ناراحت نیستم اما دوست ندارم در جنگی ناخواسته بمیرم.آن وقت حس می کنم به جای خدا یک مشت آدم مثل خودم در مورد مردن یا زنده ماندنم تصمیم گرفته اند و این واقعا آزاردهنده است!